و همچنان از عشق می گوییم

0 ۱۰۰

قاعده ششم

اکثر درگیری ها، پیش داوری ها و دشمنی های این دنیا از زبان منشأ می گیرد. تو خودت باش و به کلمه ها زیاد بها نده. در دیار عشق زبان حکم نمی راند. عاشق بی زبان است.

خودنویس:

فکر میکنم این یکی از اصولیه که من باید عمیقا روش کار کنم و سعی کنم خودم و در این راستا آبدیده کنم.

قاعده هفتم

در این زندگانی اگر تک و تنها در گوشه ی انزوا بمانی و فقط پژواک صدای خود را بشنوی، نمی توانی حقیقت را کشف کنی، فقط در آینه ی انسانی دیگر است که می توانی خودت را کامل ببینی.

خودنویس:

تا وقتیکه فقط خودمونیم و خودمون واقعا نمیتونیم بفهمیم چجور شخصیتی داریم ، اینکه کاملیم یا هنوز خیلی چیزها برای تکمیل خودمون نیاز داریم . هر کدوم از ما دائما در جستجوی کسی هستیم که ما رو به خودمون یادآوری کنه و بهمون نشون بده که واقعا چه کسی هستیم ، چیزی شبیه به یک آینه .

قاعده هشتم

هیچ گاه نومید مشو. اگر همه درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز می کند. حتی اگر هم اکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاه های دشوار باغ های بهشتی قرار دارد. شکر کن! پس از رسیدن به خواسته ات شکر کردن آسان است. صوفی آن است که حتی وقتی خواسته اش محقق نشده، شکر گوید.

خودنویس:

امیدت به کسی باشه که نا امیدی نداره .

قاعده نهم

صبر کردن به معنای ماندن و انتظار کشیدن نیست. به معنای آینده نگر بودن است. صبر چیست؟ به تیغ نگریستن و گل را پیش چشم مجسم کردن است، به شب نگریستن و روز را در خیال دیدن است. عاشقانِ خدا صبر را همچون شهد شیرین به کام می کشند و هضم می کنند. می دانند زمان لازم است تا هلال ماه به بدر کامل بدل شود.

قاعده دهم

به هر سو که می خواهی – شرق، غرب، شمال یا جنوب – برو، اما هر سفری که آغاز می کنی سیاحتی به درون خود بدان! آنکه به درون خود سفر می کند، سرانجام ارض را طی می کند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.