ملت عشق ( forty rules of love )

0 ۹۳

سلام مجدد به شما دوستان عزیز 

چند وقت پیش کتابی رو به پیشنهاد یکی از دوستان شروع کردم که صادقانه بخوام بگم به سختی از دستم می افتاد . خب علت تآمل و تا حدودی ممانعت من به خوندنش به دو دلیل بود . اول از همه اینکه من تصور و بهتره بگم پیش زمینه ی اشتباهی در خصوص نویسنده این کتاب داشتم . الیف شفاک نویسنده ای از خطه ترکیه که زبانی شیرین تر از عسل داره و این و من به وضوح در تمومی خطوط این کتاب احساس کردم ، با توجه به اینکه از کشور های همسایه بود و تا حدودی نزدیک به فرهنگ ما فکر می کردم سبک نوشتنش بی شباهت به نویسنده های خودمون نیست و من ترجیح می دادم که دنبال سبک جدیدی از نوشتن بگردم و از طرف دیگه شاید باورتون نشه ولی خب من در تمام این مدت با فرض اینکه شفاک اسم کوچیک نویسنده است فکر می کردم که کاتب این اثر کم نظیر یه آقاست که در آخرین صفحات با دیدن عکسی از آفریننده اثر متوجه شده ام که در تمام این مدت اشتباه می کردم . دلیل دوم که بیشتر من و از شروع این کتاب باز میزد نحوه مطالعه بود . بار اولی بود که قرار بود یه کتاب و به صورت PDF بخونم . از نظر شخص بنده کتاب باید توی دست گرفته بشه و تک تک ورقاتش قابل لمس باشه . کتابی که نتونی بوی برگه هاش و بشنوی کتاب نیست ، حس نداره .

خب باید اعتراف کنم که بعد از اتمام این کتاب دل انگیز نظرم تا حدودی نسبت به این قضیه تغییر کرده و  سمت و سویی دیگه گرفت .در واقع با توجه با افزایش روز افزون قیمت کاغذ و به طبعش بالا رفتن قیمت کتاب ، یکی از به صرفه ترین کارها جهت تامین نیازهای روحمون میتونه همین کتب اینترنتی باشه .

قاعده اول

کلماتی که برای توصیف پروردگار به کار می بریم، همچون آینه ایست که خود را در آن می بینیم. هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا اگر موجودی ترسناک و شرم آور به ذهنت بیاید به این معناست که تو نیز بیشتر مواقع در ترس و شرم به سر می بری. اما اگر هنگامی که نام خدا را می شنوی ابتدا عشق و لطف و مهربانی به یادت بیاید، بدین معناست که این صفات در وجود تو نیز فراوان است.

 خودنویس: 

احساس من یه جور نگرانی آمیخته به عشقه . گاهی هم ترس ، ترس از اینکه یه لحظه رهام کنه . ولی بیشتر وقت ها عشقه . گرمایی که بهم میده همیشه دلگرم کننده است.

قاعده دوم

پیمودن راه حق کار دل است نه کار عقل. راهنمایت همیشه دلت باشد نه سری که بالای شانه هایت است. از کسانی باش که به نفس خود آگاهند، نه از کسانی که نفس خود را نادیده می گیرند.

خودنویس:

خوشبختانه یا متاسفانه من بیشتر مواقع با دلم پیش رفتم . وجدان میشه گفت به شدت بیداری دارم . تقریبا همیشه بیدار. اما خدا نکنه عقل و احساسم با هم درگیر بشن ، اون وقته که دیگه جنگی به پا میشه تو دلم که بیا و ببین .

قاعده سوم

قرآن را می توان در چهار سطح خواند. سطح اول معنای ظاهری است. بعدی معنای باطنی است. سومی بطنِ بطن است. سطح چهارم چنان عمیق است که در وصف نمی گنجد.

خودنویس:

در این مورد من معمولا آیه ای که میخونم و با دلم میفهمم . گاهی اوقات احساس میکنم متوجه بطن پیام نشدم ولی با توجه به اینکه تفاسیر متعددی و بهتره بگم بی شماری در خصوص آیات قرآن صورت گرفته واقعا نمیشه بگیم کدوم درسته و کدوم نادرست .

قاعده چهارم

صفات خدا را می توانی در هر ذره کائنات بیابی. چون او نه در مسجد و کلیسا و دیر و صومعه، بلکه هر آن همه جا هست. همانطور که کسی نیست که او را دیده و زنده مانده باشد، کسی هم نیست که او را دیده و مرده باشد. هر که او را بیابد تا ابد نزدش می ماند.

قاعده پنجم

کیمیای عقل با کیمیای عشق فرق دارد. عقل محتاط است. ترسان و لرزان گام بر می دارد. با خودش می گوید: «مراقب باش آسیبی نبینی.» اما مگر عشق اینطور است؟ تنها چیزی که عشق می گوید این است: «خودت را رها کن. بگذار برود!» عقل به آسانی خراب نمی شود. عشق اما خودش را ویران می کند. گنج ها و خزانه ها هم در دل ویرانه ها یافت می شود، پس هرچه هست در دل خراب است!

خودنویس:

واقعا همینه! عشق  آدم و گیج می کنه . قدرت تصمیم و از آدم میگیره . ولی در عین حال عقل همیشه گوش به زنگه . از هر چیز جدیدی می ترسه ، به سختی اجازه امتحان کردن چیزی و میده که تا حالا تو زندگی ما اتفاق نیفتاده . همیشه محافظه کارانه پیش میره . ولی به نظر من عشق قوی تره . حتی اگه اشتباه باشه بازم بعدا که بهش فکر میکنیم دست کم خیالمون راحته کاری و کردیم که تو اون لحظه واقعا دلمون میخواسته .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.